X
تبلیغات
. - نسخه شمر و منقذ تعزیه حضرت علی اکبر (ع)

 
تاريخ : سه شنبه شانزدهم فروردین 1390

نونهال چمن کرب بلا بسم اله

بهترین همه ی خلق خدا بسم اله

ای ستمکش نه ز جدّ پدرت می ترسم

نه حیا میکنم از خیر نساء بسم اله


وقت آن شد که ره مفسده از سر گیرم

تیغ در کف ز پی کشتن اکبر گیرم

جنتُ کوثر طوبا همه را نقد دهم

دوزخ هاویهُ ویل سراسر گیرم

ای شاه که خرگاه توسر برده به کیوان

وی خادم درگاه تو فقفورُ سلیمان

برگرد سرا پرده ات از بهر طلایه

پر در پر هم بافته از حوریُ غلمان

این لشکر بی حد که رسد از چپ و از راست

مشکل بگذراند که بیرون ببری جان


صل علی محمدُ صل علی  علی

صل علی محمد از این ماه منجلی

صل علی محمد از این رتبهُ شکوه

گویند دو آفتاب نگنجد به کشوری

این نور درخشان که گردیده نمایان

صد نور تجلی شده زین ماه درخشان

گویا که بود نور رخ احمد مرسل

گردیده نمایان بسوی لشگر عدوان

ای شمر مرو پیش به ترس از رخ احمد

ما را نبود جنگ به آن ختم رسولان

لیکن برم پیش ببینم چه بود نام

شاید که بود نور خداوند جهانبان

بر گو تو به من نام خودُ جدُ پدر را

تا نیک شناسیم تو را ای شه خوبان


شانه یک مو اگر از کاکل اکبر فکند

دل این جمع پریشان همه یکسر شکند

بوی این زلف اگر باد برد سوی تتار

تا قیامت به جهان رونق عنبر شکند

هر که منع دل لیلا بکند سنگدل است

داغ فرزند جوانی دل مادر شکند

بیا ای شمر یکدم مشورت با عقل دانا را

رها کن از کف خود دامن گبر ترسا را

ببین این ظلم کردن سر بریدن آل احمد را

مروّت می پسندد خود نمائی این ستمها را

نه واللهی نه باللهی غلط کاریست پروا کن

مرنجان از شرار تیغ خود قلب سیما را

حسین دیگر ندارد یاوری غیر از علی اکبر

بمیدان می فرستد شاه دین آن سرو رعنا را

اگر اکبر شود کشته حسین از غصّه می میرد

یقین از غصّه بر هم می زند افلاک بالا را

نمی دانم چه باید کرد مستم یا که هُشیارم

ز جا برخیز تا کی مست هستی ای ستمکارا

بکش خنجر بُکش اکبر بزن آتش به خشک ُتر

بسوزان از شرار تیغ قلب زار لیلا را


الا یا ایها الاعراب خاشعنی لمطلوبک

فاطلبی کلیمونی سلیمونی لمقصودک

عراقُ کوفیُ شامی یزید مرتد کافر

محبّ آل بوسفیانُ خصم آل پیغمبر


منظور تو چیست ای نکونام


از پادشه است حکم بر ما


کوته نکنم ز جنگ اصلا


من شرم نباشدم ز داور


از اهل قریشم ای نکوفر


شمرم به جهان نموده مادر


علی اکبر ای شیر جنگی چرا

نیائی برون یکدم از خیمه ها


منقذ مره ای شجاع محیل

بکجا می روی باین تعجیل


رفت منقذ که کار خود سازد

علی اکبر بخون طپان سازد


منقذ

می روم در کنار نخلستان

علی اکبر به خون کنم غلطان


می کشم او را اگر عیسی اگر موسی بود

می کشم او را اگر داود اگر یحیی بود

می کشم او را اگر پیغمبر است

گر چه می دانم علی اکبر است


ای شبیه نبی ای علی اکبر

وی تازه نهال باغ حیدر

تا چند به عرصه گاه میدان

تازی تو سمند همچو گردان

باز آمده ام که گل بکارم

داغت بدل حسین گذارم


 

 



ارسال توسط محمدمهدی عبدالحی

اسلایدر