ویژه نامه ماه رمضان


حلول ماه بندگی و عبادت ماه انس با قرآن و مهمانی ضیافت الهی
 بر شما بندگان مخلص خداوند مبارک باد.

ماه برکت زِ آسمان می آید
صوت خوش قرآن و اذان می آید
تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه
تبریک،بهار رمضان می آید


روزه ، تمرین کلاس زندگی
درس ایثار و خلوص و بندگی
روزه ، زنجیر هوا گسستن است
دیو و بت های درون بشکستن است



 


 حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ماه عبادتهای عاشقانه
 و نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه 
را تبریک عرض می نماییم
التماس دعا 

 

خدایا قرار ده روزه ام را در این ماه روزه روزه داران واقعى
و شب زنده داری ام را نیز مانند شب زنده داران
و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران
و گناهم را بر من ببخش اى معبود جهانیان
و درگذر از من اى درگذرنده از گناهکاران . . .

 
رمضــان آمد و مهمــانـی آن یار رسیدخان گسترده ی آن یار،چه پر بار رسید

فرصتی آمده تا نوبت دیــــدار شـــــود

خبر بخشــــش خاطی و گنهکار رسید


اقاحسن

پای صحبت های اقای سید حسن گل ختمی(اقاحسن)

برگرفته از وبسایت تعزیه سیرجان

ادامه نوشته

مراسم

    ا لســــلام علیک  یا قــــائم آل محمد

            پیک صبا دارد به لب از شوق دیدار این سخن    

      بادا مبارک مقدمت یا سیدی! یابن الحسن

به مناسـبت نیمه ی شـعبان ولادت با سـعادت


منجی عالم بشـریت ، شمــس ولایت ، نــور هدایت


،یوســـف زهــرا، مهدی موعـــود(عج)


 و گل لیــلا، شبــه پیمبر،علی بن حســین (ع)

حسیـــنیه ی حضرت ابوالفضل العباس(ع)روســـتای راهجرد

مراسم جشـن و سـرور برگزار می کنـد 

ضمناً در پایان مراسم از شما شرکت کنندگان گرامی

 پذیرایی به عمل می آید.

زمان:15 /4/1391   ساعت  10:00رسمی

            روابط عمومی حسینیه ی حضرت ابولفضل (ع)

نیمه شعبان




نیمه ی شـعبان ولادت با سـعادت منجی عالم بشـریت 

، شمــس ولایت ، نــور هدایت،یوســـف زهــرا، 

مهدی موعـــود(عج) بر تمام شیعیان
 جهان مبارک باد

باز گيتى پاى تا سر، مطلع الانوار شد
مطلع الانوار، گيتى از جمال يار شد

نيمه ى شعبان رسيد و مولد مهدى بود
آن شهى، كو خاك راهش گلشن ابرار شد

شام احبابش ز شادى، همچو روز روشن است
روز اعدايش ز غم، مانند شام تار شد

از همايون مولد سلطان لاهوتى مقام
عطرآگين، سرزمين سامره بسيار شد

خيز و شو آماده جانا، از پى تبريك عيد
كز صفا اقطار گيتى، غيرت گلزار شد

اين دو رنگى را بنه از سر، بيا يكرنگ باش
حبّذا ملكى، كه از خواب گران بيدار شد

اين چراغان هم بود از يمن يكرنگى به پا
كز صفا مانند گلشن، كوچه و بازار شد

هست مولود همايون ولى كردگار
آنكه تابان از جمالش، جلوه ى دادار شد

حجت يزدان، ولى عصر، نور ذوالمنن
آنكه ذاتش، در بناى معدلت، معمار شد

اى پناه ملك و ملت، پرده بردار از جمال
ملك و ملت موكبت را، طالب ديدار شد




ميلاد نور 

 خجسته ميلاد گل سر سبد هستي ،‌نرگس نرجس
يوسف زهرا(س)،دردانه دوران نور چشم عاشقان ،
آرزوي مشتاقان،منتقم ال آلله ،منجي عالم بشريت ،
صاحب العصروالزمان،حضرت مهدي عج الله تعالي 
 ظهوره روحي وارواح العالمين له الفداء  
 برمنتظران ظهورش مبارك باد 





این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود

 مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند 
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

روابط عمومی حسینیه راهجرد

ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت علي اكبر عليه السلام





ولادت با سعادت گل لیــلا، شبــه پیمبر،
علی بن حســین (ع)
 حضرت علي اكبر عليه السلام 
و گراميداشت روز جوان مبارك باد




نسل جوان را به جهان رهبری
جلوه ی توحید، علی اکبری
هر که هوای رخ احمد کند
در تو تماشای پیمبر کند
 
ولادت باسعادت سرو باغ احمدی، آینه ی محمدی 
و روز جوان مبارک



حماسه از چشم‏های تو آغاز می‏شود در روزی داغ و خون ‏آلود.
رشادت یعنی «تو»؛ وقتی که در رکاب پدر،
تار و پود حادثه را شمشیر زدی.

امروز می‏آیی؛ عَلَم عشق بر دوشت، 
با نشانه‏ای از آن سوی آسمان، 
و زمین با خنده‏های نخستینت، شکفتن آغاز می‏کند.

در وجودت تکه‏ای از بهشت جا مانده است؛
آن گونه که از چشمانت عطر یاسی عجیب می‏تراود.

روشنای چهره‏ات با اُفق‏های دور و درخشان نسبت دارد. 
ریشه‏ات از مقدم‏ترین رودخانه آب می‏خورد.

نخل‏ها، پیش قامتت کوچک می‏نمایند، 
ای بزرگِ دوست داشتنی!
نامت از دهان زمین نمی‏افتد.

آزادگی، دوست دیرینه تو، خورشید، 
همبازی کودکی‏ات و عشق، همسفره همیشگی توست.

قبایل عرب از گندمزار شجاعت تو نان می‏خورند.
پرندگان، چشم بر قانون رهایی‏ات دوخته‏اند.

می‏آیی و پنجه در پنجه کوه می‏افکنی و فرو می‏ریزی‏اش.
می‏آیی و از جای گام‏های سپیدت، درختانی از آینه قد می‏کشند.

بر اسب که می‏نشینی، بارانی از ستاره باریدن می‏گیرد.
مهتاب، امواج نگاه توست که بر دامن آسمان می‏ریزد.

تو علی اکبری؛ 
علوی سیرت و محمّدی صورت.

آئینت جوانمردیست. صدایت، لرزه بر اندام آنان می‏اندازد
که نفس‏های شیعه را بریده بریده می‏خواهند.

در آغوش باران زاده شده‏ای و از سینه بهار، شیر نوشیده‏ای.
از عشیره گل سرخی و از تبار آفتاب.
کوهستان‏ها، هوای پاک نفس‏هایت را به عاریت گرفته‏اند.

شاعرانه‏ترین واژه‏ها، شعر بلند حماسه‏ات را سرودن نمی‏توانند. 
محرم در محرم تصویر تابناک توست 
که بر صفحه خونرنگ عاشورا می‏درخشد.

لب‏های ترک خورده‏ات، سال‏هاست فرات را 
سر در گریبان نگه داشته است.
صفحات آن ظهر سرخ را که ورق می‏زنم، 
ردّ نگاه‏های پر هیبت توست که بر جا میخکوبم می‏کند. 
تو اردیبهشت فصل‏های جهانی.

خاکستری‏ترین روزها را خورشید کلامت به تپش وا می‏دارد.
امروز می‏آیی و ما فانوس‏های عاشقی در دست، 
میلاد خجسته‏ات را نور می‏پاشیم.

می‏آیی و چکاوکان روشنی، روز آمدنت را به ترانه می‏نشینند 
و رودهای زمین، بهار آمدنت را آواز می‏خوانند.







می‏آیی و کائنات به تو سلام می‏کند.
عطر آرام تو که از افق لبریز می‏شود، 
جهان در دامنه زلال روح تو به نماز می‏ایستد.
آفتاب در پیشانی تو شدت می‏گیرد.

تمام میوه‏های درختان شاداب می‏شوند 
و برگ‏های سبز برای تو شعر می‏خوانند.
گل‏های سرخ از لبخندهای بی‏مضایقه تو جان می‏گیرند
و همه رودها، به شوق عطر تو به دریا می‏ریزند.

همه موج‏ها از تو یاد گرفته ‏اند که هیچ‏گاه از رفتن باز نمانند.
پیش از آنکه بیایی، ابرها نام زلالت را بر همه باریده بودند.

همه نام تو را می‏دانند. همه تو را می‏شناسند.
تو شبیه‏ترین غنچه‏ها به بهاری، تو شبیه‏ترین شکوفه‏های ازل
به پیامبری صلی‏الله‏علیه‏و‏آله .

همه عطر تو را می‏شناسند؛ نارنج‏ها، ابرها، بادها و گنجشک‏ها.
نام تو در خون همه گلبرگ‏های زیبا جریان دارد.
همه عطرها از مهربانی تو سرچشمه می‏گیرند.
تمام اردیبهشت‏ها از آغوش گرامی تو جان می‏گیرند.

بهشت، بهانه‏ای‏ست برای دیدن تو. بی‏تو،
بهار توهمی بزرگ است که به کویرهای بی‏پایان ختم می‏شود.

تو مسافر تمام قلب‏هایی هستی که پرنده‏ها را دوست دارند.
ماه از گریبان گرامی تو آغاز می‏شود 
و روز در پیراهن تو تکثیر می‏شود.

با تو می‏توان خورشید را به کوچک‏ترین ایوان‏ها دعوت کرد 
و باران را مهمان تمام شیشه‏های غبار گرفته بی‏رهگذر. 
امشب به یمن آمدنت تمام آینه‏ها قد می‏کشند.

ابرها همه باران می‏شوند تا بی‏واسطه 
گونه ‏های بهشتی‏ات را ببوسند.با آمدنت، 
عشق به مهمانی خانه‏های فراموش شده می‏رود 
و سقف خانه‏ها ستاره‏پوش می‏شوند.

نامت، تکرار جاودانه مهر است، در هجامه های مکرر درد.

نامت به گل می ماند؛ زیبایی... سکوت... و پرپر شدن.

نامت به شادی می ماند؛ سرور رقصانی که سینه پدر را به گُل می نشاند، 

وقتی که در ازدحام بی کسی هایش فریاد می شود.

نامت به شادمانی می ماند، علی! حتی در میان هجوم نیزه و تیر و... بی کسی.

و به برادر و به یاور. و به پدر بزرگ؛ وقتی که پدر، دلتنگ آغوش گرم محمد0ص) می شود،

وقتی که پدر می خواهد به آرامش و سکوت چهره ای فراموش شده در اذهان سنگ شده مردم پناه ببرد. 

نامت بزرگ است؛ یک بزرگی آرام؛ یک بزرگی بی انتها که ساحل را می شود 

در زلالی دریای چشمانت یافت... نامت بزرگ است، «اکبر»!

نامت به تشنگی می رسد... ؛ درست وقتی که از لبان خشکیده پدر، 

آب طلب می کنی و مولای تشنگان، نام بلندت را در صفحه اول تشنگان، 

سرخ می نویسد و از آن جاست که با تشنگی، خویشاوند می شوی می سوزی، 

خاکستر می شوی و آن گاه، در تاریخ، جاودانگی را حک می کنی.

نمی دانم چرا نامت همیشه پس از آب می آید؛ دو واژه بعد از تشنگی؟ 

کسی که خویشاوند نزدیک زلالی است...، 

از خانواده دریا، کسی که به کوثر می رسد چرا؟ 

تشنگی چرا؟!

و پدر هم تشنه است؛ حتی تشنه تر از گریه های پیچیده در خیمه، 

حتی تشنه تر از غیرت متلاطم شمشیرِ عمو، حتی تشنه تر از... تو.

برو، برو پسرم! و چه نزدیک است سیراب شدنت؛ 

آن هم از دست زیباترین مخلوق هستی، 

از دست جدّت، محمد صلی الله علیه و آله وسلم ! 

برو پسرم!


داوود  خان احمدی

روابط عمومی حسینیه راهجرد

شعبان

السلام علیکم یا اهلبیت النبوة

                                   شـعبان شد و پیک عشــق ازراه آمـد

                        عـطــر نـفــس  بقیــة  اللّــه آمـــد

   با جلوه ی سجاد  وابوالفضل و حسین 

                        یک ماه و سه خورشید دراین ماه آمد

    ولادت با سعادت سـالار زینب  ، سـیدالشهدا ،

 ابا عبداللّه  الحسـین(ع)و امـیر  وفا ، باب الحوائـج   

 ابو الفضل العبـاس (ع)و گل بیمار کربلا ،  سید السـاجدین ، علــی بن الحسـین (ع) بر تمام شیعیان جهان مبارک باد.

روابط عمومی حسینیه راهجرد